« A picture is worth a thousand words | Main

September 24, 2007

خدمت جناب آقای احمدی نژاد لطفا ملاحظه فرمايند

امروز صحبتهای شما را در دانشگاه کلمبيا شنيدم. همينطور صحبتهای رئيس دانشگاه که چطور با گستاخی شديد الحن ترين عبارات را به شما نسبت داد که حتی اگر اين جلسه جلسه دادگاه هم بود چنين عباراتی بيان نميشد. آقای احمدی نژاد من شخصا به شما رای ندادم اما شما انتخاب شديد و من طبق قوانين شما را به رئيس جمهور ايران قبول دارم. امروز دل من برای تمام مظلوميت مردم ايران سوخت. امروز شما يک تنه در مقابل گستاخی و هوچی گری رسانه های غربی ايستادی اما آنطور که من انتظار داشتم پاسخ دندان شکن به سوالات پوچ و تبليغات سنگين آمريکا بر عليه مظلوميت کشور ما نداديد. قبل از هر چيز گله من از اين بابت است که برادر من, چرا شما بايد در ديباچه سخنان خود هميشه به مانند علمای دين, از فرج موعود امام زمان و برادری و برابری پيامبران و يکتا پرستی و ترس از دوزخ صحبت کنيد؟ نه اينکه مخالف اعتقادات شما باشم. اعتقادات هرکس محترم برای خودش اما وقتی رئيس دانشگاهی در يک چنين همايشی که در چندين شبکه تلويزيونی به طور زنده در حال پخش شدن است با چنين گستاخی و توهين به شخصيت رسمی کشوری ديگر سوالاتی مطرح ميکند, آيا بهتر نيست که وقت با ارزش اين تريبون به پاسخ دادن به سوالات صرف شود؟ فرهنگ غرب و آمريکا فرهنگ پاسخ صريح و روشن به سوال است. مانند فرهنگ و زبان ما نيست که ميتوان به اندازه يک کتاب حاشيه رفت و بعد دو کلمه هم به اصل موضوع پرداخت. چه خوب گفته اند که هر سخن جايی و هر نکته مکانی دارد...


مساله بعدی روشن کردن موضع ايران در قبال اسرائيل و دلايل مطرح شدن لزوم بررسی ابعاد ديگر واقعه هولوکاست است که تقريبا به خوبی مطرح شد جز اينکه هنوز می بينيد که رسانه های غربی موضوع اصلی را رها کرده اند و به عبارتی که شما فکر می کنم از روی بی پروايی خاصی که در وجودتان هست بر زبان رانديد که "هولوکاست يک افسانه است" چسبيده اند. آخر برادر من هر کسی اين حرف را بشنود از لحن تند و زننده اش تمام حقانيت موضوعی که شما سعی داريد مطرحش کنيد از بين ميرود. اينکه بايد به کارشناسان و تاريخ نويسان اجازه داد تا واقعه هولوکاست و حرکت های مشکوک بعد از آن را از زاويه جديدی که همان چگونگی ريشه دواندن حرکت و تفکر صهيونيسم در خاک ساکنان سرزمين فلسطين و تصرف و اشغال آن و اعلام حکومت اسراييل است يک حرف منطقی و معقول است. چه بسا بررسی در سطح دانشگاهی و علمی و تاريخی آن بتواند گره از مشکل منطقه خاورميانه بگشايد. اما همين حرف منطقی اگر با چهار کلمه تند و نسنجيده - يا همان به تعبير بسياری "خوراک تبليغاتی" غرب - شود. اذهان هيچيک از ساکنان کشورهای غربی زير بار فشار رسانه ای گوشش بدهکار چهار کلمه حرف حساب نخواهد بود. برادر من چرا فرصت ها را از دست ميدهيد؟ چرا سنجيده سخن نمی گوييد؟؟ تا کی بايد عمر و زندگيمان را بدهيم صرف فهماندن و شناساندن ماهيت و مليت و فرهنگمان به اين و آن و بعد همه زحماتمان با يک حرف نسنجيده رئيس جمهور بر باد برود؟؟؟


در مورد اعدام ها سوال شد و شما سعی کرديد از پاسخ به سوال اعدام همجنس گرايان طفره برويد و در آخر که ديديد نمی شود گفتيد ما در ايران همچين چيزی نداريم! خدا رو شکر که به لطف اينترنت درهای رحمت به سوی مردم باز شده تا هر آنچه که ميدانند و می بينند در اختيار ديگران قرار بدهند. شما اگر در سايت يوتيوب به دنبال چند ويدئو از انجمن ها و اجتماعات و افرادی که جرات کرده اند ماهيت مخفی خود را فاش کرده و اجازه داده اند از آنها فيلمبرداری شود ميبينيد که در اجتماع ما تعدادشان هم زياد است. ميدانم درد ما چيست. درد ما در اين موضوع همان تعبير و تفسير متاسفانه دينی ست که حلقه زندگی را بر اين مخلوقات خدا در ايران ما تنگ کرده است. همين چند سال پيش بود که دو پسر به دليل همجنس گرايی به دار آويخته شدند. يعنی به همين راحتی بدون کارشناسی و درک شرايط اين افراد به خود اجازه ميدهيم در آن کشور اينها را به چوبه دار بسپاريم يا به طريقی مجازاتشان کنيم. چرا؟ چون دين گفته! سوال من اينست که چرا دين هيچ توضيحی نداده که چرا اين مخلوقات خداوند به اين شکل آفريده شده اند؟؟؟ پاک کردن صورت مساله چقدر آسان است! اينطور نيست؟؟ و اين تصوير در دنيا پخش ميشود و ما همچنان پرسه زنان در اين کشور بی در و پيکر سعی ميکنيم به هرکس ميرسيم بفهمانيم که چه تمدن کهنی داشتيم و داريم! ميدانيد از چه حرف ميزنم چون به وقتش اوامر مفيد صادر ميشود! مثل توصيه به مسلمين که در ايام عاشورا و تاسوعا قمه نزنند چون کسی ممکن است تصويربرداری کند و در رسانه های دنيا پخش شود و چهره اسلام و ايران مخدوش شود. آنجا صرف نمی کند و اينجا صرف می کند...


در مورد موضع فلسطين با شما هم عقيده ام. کافيست خودمان را به جای ساکنان رانده شده سرزمين فلسطين بگذاريم تا ببينيم که اين آتش تنفر تا ابد باقيست که متجاوز را از خاک خود بيرون براند. بايد بدانند که ماداميکه فلسطينيان تلاش ميکنند به خاک و سرزمينشان بازگردند اين نبرد فرساينده ادامه خواهد داشت و هيچ راه حلی برای کسی که به زور از خانه و کاشانه اش رانده شده متصور نيست مگر بازگشت. بايد از هرفرصتی چون فرصتی که امروز در دانشگاه کلمبيا داشتيد استفاده کنيد تا موضع مخدوش شده ايران را در قبال سرزمين فلسطين روشن و روشنتر کنيد. آپارتايد را مثال زديد به عنوان رژيمی که در کنار رژيم صهيونيستی از ابتدا با آن مخالف بوديد. کاش توضيح ميداديد که آپارتايد چه شد و چرا اين دو يک رويه را در دنيا در پيش داشتند و دارند. آپارتايد آغازی چون فلسطين اشغالی داشت. ميگفتيد که عده معدودی سفيد پوست بر اکثريت قريب باتفاق سياهپوستان آفريقای جنوبی حکومت ميکردند و حق استفاده از خاک و سرزمين و آزادی در کشور خود را از دست داده بودند و سالها برای استيلای حق خود با دولت خودکامه سفيد پوستان جنگيدند. ميگفتيد که نلسون ماندلا برای اعتلای حق قانونی زندگی و حکومت بر سرزمين خود سالها در زندان آپارتايد زندانی بود تا بالاخره تلاشش به ثمر نشست. ميگفتيد که آنچه دولت ايران بر آن پافشاری ميکند اين است که همانند آفريقای جنوبی بايد به هر نفر از ساکنان اصلی فلسطين اشغالی حق يک رای داده شود تا ببنيد که چگونه ساکنان اصلی اين سرزمين در حق آب و خاک و سرنوشت خود سهيم خواهند شد و آرامش به سرزمينهای اشغالی باز خواهد گشت. همانطور که آپارتايد سرنگون شد و جمعيت هشتاد درصدی سياه پوستان آفريقای جنوبی که زير يوغ بيست درصدی سفيد پوستان قرار داشتند در يک رفراندوم آزاد به حق خود رسيدند و تملک بر سرزمينهای آبا اجدادی خود را بازيافتند. آقای احمدی نژاد ای کاش به جای يک ربع ابتدای سخنرانی خود به اين مطلب می پرداختيد تا موضع شما در دنيا روشن شود و شايد کمی از تلخی عبارت پاک شدن اسراييل از روی نقشه کاسته ميشد.


در مورد آزادی های اجتماعی و فردی و دينی صحبت شد. باز از پاسخ به بخشی از سوال طفره رفتيد. در مورد يهوديان به اشاره به داشتن نماينده در مجلس بسنده کرديد ولی از حقوق بهاييان حرفی به ميان نيامد. چرا بهاييان جايی در کشور ايران ندارند؟ گيرم که بهايی به زعم شما و ديگران, يک طرز تفکر انحرافی و شاخه جدا شده از دين اسلام باشد! ما و شما را چه؟ انسانند و ايرانيند و حق زندگی و استفاده از منابع آن آب و خاک را دارند پس چرا جز اين است؟؟ چرا فرزندانشان نمی توانند از حق تحصيل دانشگاهی در ايران برخودار باشند؟ چرا بايد مخفيانه به عبادت و نيايش بپردازند؟ چون شما فکر ميکنيد اين طريقت انحرافيست؟ در دنيای امروز اين تفکر و برخورد در جوامع جايی ندارد. متاسفانه از پاسخ به اين سوال شانه خالی کرديد.


در مورد مساله اتمی موضع شما مثل هميشه محکم و شفاف بود و از اين بابت خوشحالم که جواب زياده گويی های قدرتمندان را داديد. اينکه گفتيد آمريکا و ديگر کشورها در حال حاضر در حال تست نسل پنجم بمبهای اتمی هستند اما کشور ما که ميخواهد زير نظر آژانس بين المللی انرژی اتمی از حق استفاده از انرژی صلح آميز برخوردار باشد بايد حساب پس بدهد. البته نکته ای که باز اينجا بايد به آن اشاره کنم همانا عبارات نسنجيده ايست که در قبل گفته شده و باعث قلقلک اين اژدهای خفته گرديده است. چه چيزی بهتر از يک "پاک کن" مثل بمب اتمی که اگر به هر فردی توامان بگوييد که ما می خواهيم نيروگاه هسته ای داشته باشيم و در عين حال فلان رژيم در منطقه غاصب است و بايد برچيده شود, هرکسی باشد ناخواسته فکر ميکند رابطه ای بين اين دو وجود دارد. چرا با حرفهای نسنجيده بهانه به دست غرب ميدهيد؟؟


خاورميانه متعلق به همه کشورهای خاورميانه است و نه بيشتر. در حالی که همواره خاورميانه ميدان تاخت و تاز و نفوذ قدرتهای صنعتی و اقتصادی بوده و هست. همين نفوذ و دخالتها و پشتيبانی از حکام خام و پوچ ذهن باعث تجهيز و حمله صدام به کشور ما ايران و کشته شدن صدها هزار انسان بی گناه در طول هشت سال جنگ نا برابر شد. مگر ملت ما چه ميخواست جز آرزوی کوتاه بودن دست قدرتها از دخالت در امور و دست اندازی به منابع و سرمايه های ملی اش؟؟ حالا که به اين خواسته رسيده است بيايد و فرصت را از دست ندهيد و با درايت و منطق و دست برداشتن از خشک مغزی و تندروی مذهبی کشور را به سوی آنچه که لياقت ملت ايران است هدايت کنيد.

Posted by Safa at September 24, 2007 05:46 PM

Comments

Those two boys were executed because they had raped a 6 year old boy in a very brutal manner! this happened in Meshhad and I was there.

Ahmad

Posted by: Ahmad at September 24, 2007 07:57 PM

agha safa
he is not represent our people and he is our president
So I don't care the way he talked to him I we should only care about our prople who
suffered from this regim for 28 years

Posted by: Bita at September 24, 2007 08:25 PM

سلام
بنظر من مشاوران ایشان مقصرترند که پیش بینی این اوضاع را نکردند ، باور می کنید ما تو ایران این وضع را پیش بینی کرده بودیم ؟
این آقا معمولا بر مبنای احساساتش تصمیم می گیرد . البته آدم بدی نیست شاید صادق ترین رئیس جمهور تا بحال ایشان بوده است .

Posted by: amir at September 24, 2007 10:35 PM

you can comment on iran and its president only if you have experienced living in Iran. you are studying in L.A (i gather) and dont know the social and economical situation in Iran. You dont have a vision, yet you open your mouth wide and shout about someone who has only brought hate, poverty and fear in Iran. you dont know the living in a society -every day- with the fear of being attacked and banned. you dont know what the embargo is, and you dont know what it has done to our industry, else you would have spoke more reasonably. Please be more sensible.

Posted by: teng at September 25, 2007 12:22 AM

بی تردید "لی بالینگر" رئیس دانشگاه کلمبیا به وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین روش آقای احمدی نژاد را خرد کرد. کجا رسم است میزبان قبل از سخنرانی مهمان، به او با زشت ترین عناوین و تندترین الفظ خوش آمد بگوید؟ من هم مثل شما به ایشان رای نداده ام، امااین آمریکایی مغرور و پر رو و متفرعن استقبالی از احمدی نژاد کرد، که حتی اگر بوش و چنی به او می رسیدند با او نمی گفتند. دلم به حال دکتر احمدی نژاد می سوزد که به چه سادگی در حضور رسانه های بین اللملی که در حال پخش سخنرانی بود و درست در جلسه ای که خودش حضور دارد و می شنود، آماج سخنان زشت و اهانت آمیز رئیس دانشگاه کلمبیا علقرار گرفت. نمی توانم تصور کنم که ایشان در آن شرایط چه حال بدی داشتند وقتی چنین خنجری از رو را خوردند؟ وقتی دچار چنین نیرنگ آمریکایی ها شدند؟ وقتی چنین رودست خوردند و غافلگیر شدند؟
مغبون و درهم شکسته! وقتی پیش چشم رسانه های آمریکایی و انبوه دانشجویان حاضر در دانشگاه کلمبیا خرد شدند؟
این بود وجه غیراخلاقی تمدن وحشی آمریکا! به دور از همه منشهای انسانی!

Posted by: اتوپیا at September 25, 2007 12:34 AM

حرفاش در مورد آزادی بیان تو دانشگاها هم جلب بود.

Posted by: سیدرضا at September 25, 2007 05:01 AM

salam:D
kheyli vaghte ke web logeto mikhoonam az vaghti ke mosahebat too chelcheragh chap shode.ye sar bezan khoshhal misham.ghorboonet.babay:X:*.

Posted by: ati at September 25, 2007 05:15 AM

دوست عزیز خیلی متشکرم که اینقدر مودبانه ایشان را نصیحت کردید و ایشان را بخاطر چهره شان و یا عقایدشان مسخره نفرمودید و تنها از عملکردشان ایراد گرفتید ای کاش و ای کاش در بدو همین سخنرانی با آن طرز معارفه ایشان به نشانه اعتراض جلسه را ترک میکردند و یا حداقل این نوشته های شما بدستشان میرسید و تنها از روی همین نوشته ها عقاید خودشان را ابراز میکردند و بدون پاسخ به سوالات جلسه را ترک می نمودند ای کاش ای کاش

Posted by: همشهری at September 25, 2007 05:30 AM

salam safa jan
pas onja daghighan hamon etefaghy oftad ke hads mizadim dorogh goye bozorg afkare shomaro ham farib dad baba ahmady nejad ye bosh digast ke farghesh zahereshe ye dorogh goye ahmagh ke hamaro bazicheye khodesh karde.
baraye ahmady nejad hata bishtar az in mostahagh bod besh nave.inja hame binahayat razy hastan ke injory halesho gereftan.
dost daram ye baz negary be vaghayee zaman kar in vatan forosh bokonid ta befahmid cheghadr rast mige.
beheton hagh midam mesle ma farib bokhorid chon iran emrozo nadidin chi shode.dor az jone hame khishan ye baghe vahsh ke harki baraye zende bodan dasto pa mizane azady inja yani haghe zende bodan be sharte sokot.
ye baz negary bokon safa jan vagheato mibini midonam ke hamintore.
moshtariye hamishegy post haye to
amir

Posted by: amir at September 25, 2007 07:45 AM

صفا جان با درود فراوان . اولش شدیدا برات آرزو می کنم که شخص دکتر محمود این نامه سرگشاده شما رو ببینند و بدونن که در هیچ جای دنیا تنها نیستند !
به نظر من خنده دار ترین قسمت گفته شما تفکر دمکراتیکی هست که به انتخاب حضرت دکتر محمود می انجامد . شما پای صندوق رای نرافتید ولی خوب اونها که رفتند این رو انتخاب کردند و انتخاب هم صحیحه و حتما هم هیچ بازی سیاسی اصلا در کار نبوده و رای دادن در ایران با رای گیری در سوئیس یکسانه !
خوب اگر ایشون شده بهترینه کشوره ما وای به حاله بدترینه کشور ما . اگر جلادان و بازجویان زندانهای گذشته امروز نمایندگان کشور ما هستند و پشتیبانیه به اصطلاح روشنفکران مملکت ما رو هم با مظلوم نمایی به شدت جلب کرده اند باید به شدت متاسف بود . متاسف بود برای نسل و مردمی که راه سقوط و ظاهر بینی در پیش گرفتن . حیف که این شیاطین بزرگ قدمت زیادی ندارند و گرنه تمام شکست های تاریخی جهان شرق رو بهشون نسبت میدادیم !!! صفا جان تا کی میخواهیم به این تفکر ایدئآلیستی خودمون ادامه بدیم . عزیزم سیسات با انسانیت فرق می کنه . سیاست یعنی برای بدست داشتن قدرت هر کاری باید کرد و پایمال کردن انسانیت هم جزو اینه !
کسی توی دنیای سیاست از دل سوختن و مظلومیت حرف نمیزنه . فقط کلام آخر و اونهم اینکه اگر ملتی بدبخت شد باید دلایل بدبختی رو از توی خود اون ملت جستجو کرد . از نظر من هیچ ملتی مورد استثمار و سو استفاده قدرت های بزرگ قرار نگرفته مگر با نادانی مردم خودش دم به تله داده باشه !


Posted by: ممد at September 25, 2007 09:37 AM

although islamic rejim is a brutal rejim which has a lot of killing and terrorism in its past experience but this does not mean that as USA is against this damn rejim so it's an angel.USA has proved lots of time that human rights and democracy is only a slogan for covering its vampire policy

Posted by: A Student from Karaj at September 25, 2007 10:17 AM

آقا صفا سلام

1- تا آنجا که من میدانم شما به آقای احمدی نژاد رای دادید ….

2- بعد از پیروزی انقلاب وقتی سخنرانان صحبت خود را با بسم الله شروع میکردند بعضی ها احساس خوبی نداشتند و هنوز هم ندارند، ولی شروع کلام با نام خدا خواسته یک میلیارد مسلمان با ایمان است و به گوینده آرامش و اعتماد به نفس میدهد. همانطور که همجنس بازان در اروپا و امریکا برای معرفی خود علامت مخصوص دارند ( برای بازار یابی). ذکر نام خدا و ائمه و امام زمان هم علامت معرفی یک مسلمان با ایمان است.
اکنون در تمام دنیا مردم مؤمن چه یهودی، چه مسیحی و مسلمان منتظر فرج امام موعود هستند. یهودیان طبق گفته تورات می گویند:"هنوز پیامبر آخر نیامده است" و مسیحیان منتظر آمدن حضرت مسیح هستند و مسلمانان چه شیعه وچه سنّی منتظر ظهور و فرج امام زمان هستند و این انتظار بسیار مطلوبی است چون منتظران باید همیشه خود را از پلیدی ها بدور نگه بدارند تا لیاقت یاری امام موعود را داشته باشند. لذا ناراحت نباش که چرا آقای احمدی نژاد کلام خود را با نام خدا و فرج امام موعود شروع میکند.

3- نگران هوچی گریهای رسانه های غرب نباش. ممنوعیت بحث هولوکاست در غرب سرپوشی است برای افشائ ضایع شدن حق مردم فلسطین. غرب با این ممنوعیت میخواهد اصل عمل ظالمانه خود یعنی غصب وطن مردم فلسطین را به جای مظالم خود به یهودیان بپوشاند. در جنگ دوم جهانی میلیونها مردم اروپا، آسیا و افریقا در آتش جنایت غربی های بدون تمدن و زیاده طلب سوختند. مُنتها صیهونیستها با کمک عوامل خود درغرب سرزمین فلسطین را غصب کردند و با مظلوم نمائی هولوکاست و کسب غرامت در وطن فلسطینیان، اسرائیل را ساختند تا سنگری باشد برای غرب برای چپاول مردم خاورمیانه. بالاخره سرنوشت این سرزمین مثل افریقای جنوبی با رای مردم تعیین خواهد شد. آنوقت یهودی، مسیحی و مسلمان در کنار هم زندگی خواهند کرد و جنایتکاران صیهونیست گورشان را به جائی که از آنجا آمده اند گم خواهند کرد.

4- اِتفاقا ً آقای احمدی نژاد اکنون بدلیل صداقت و رک گوئی خود، بصورت قهرمان کشورهای اسلامی و خصوصا عربی درآمده است. مهّم نیست که بعضی ها از او خوششان نیاید.

5- هم جنس بازی خصوصا علنی در اسلام جرم است بد نیست سوره مربوط به قوم لوط در قرآن را با تفسیر آن بخوانی مگر اینکه بگوئی قرآن کلام خدا نیست، یا اصلا خدا کیست! وهمجنس بازی مجازات دارد دست آقای احمدی نژاد هم نیست. این جور آزادی های جنگلی هم سوغات غرب است که تحت نام آزادی اِراده، شخصیت و هویت جوانان مسلمان را هدف قرارداده ا ند تا نگاه جوانان ما از مسائل اساسی و مهم بسوی سکس نامشروع عیاشی هجو و لغو و عدم رعایت خطوط حلال و حرام که در تمام مکاتب انبیائ الهی آمده منحرف کنند و نوعی مبارزه با اصل دین می باشد، که هدف، پدید آوردن جوان عیاش همجنس باز و... که نمیتواند اهل نماز، روزه، دفاع از وطن، از ناموس ومدافع حقوق خود و جامعه خود باشد. آنها چنین جوانانی را میخواهند که وارد معقولات نشود و فقط مطالبه رقص سکس همجنس بازی شرابخواری و بالاخره بسان جنگل بدنبال هوای نفس خود باشد به هر قیمتی و به هر شکلی بدون مرز و قانون ( آزاد جنگلی ) بدون رعایت حلال و حرام و اصول اخلاقی.

6- در فرهنگ ایرانی که شما عاشق آن هستید ارزشهائی است مثل، وفا، حیا، غیرت، همت، عفت، صداقت و.... وجود دارد.
وفا یعنی اگر جوان ایرانی نقطه ضعفی در مملکت و مردم خود ملاحظه کند بصورت علنی و در کنار دشمنان وطن خود این نقاط ضعف را در سایت خود بزرگ نمائی نمیکند.
حیا : جوان ایرانی اگر بخواهد عمل حرام یا ناپسند هم بکند عکس و تفصیل آانرا در سایت خود به تبلیغ نمی گزارد.
عفت : زن ایرانی دارای حیا و عفت است و در کنار دریا و نامحرمان لخت نمیشود و عکس آنرا در سایت نمی گزارد تا همه تماشا کنند. در طول 10000 سال تاریخ تمدن ایران نمی توان عکسی که نشان دهنده بی عفتی و بی حیائی زن ایرانی باشد نمی توان یافت.

7- آقا صفا ؛ درد امروز ایران ما نبود رقص کنار دریای لختی، کافه و کاباره نیست.
درد امروز ما غرب زدگی جوانان است، که خود را باور ندارند. درد ما پر کردن فضای خالی است که در طول 100 سال زیر سلطه امپریالیسم بودن. فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی و انسانی ما بدلیل تهاجم فرهنگی غرب کمرنگ شده و از غافله علوم و صنعت عقب مانده. باید این خالی را پر کنیم که بحمدالله بسمت این مسیر گام بر می داریم.

8- بهائیان و وهابیان دو گروه ساخته انگلیس در دوره استثمار هستند وهابیت در جنگ اول جهانی به سرزمین عربستان مسلط شد و امروز همان ها با پول نفت و کمک سیا بشکل تند روان سلفی در عراق پاکستان و عربستان نقشه غرب را برای عدم موفقیت انقلاب اسلامی اجرا میکنند در کنار آنها لائیکهای مخالف با انقلاب اسلامی در واقع به امپریالسم کمک میکنند که ایران و خاورمیانه متحد و مستقل و پیروز نشوند این لائیکها تاکنون دو بار بر علیه ملت ما و تحت نام آزادی به امپریالسم خدمت کرده اند یکی در حذف نتایج انقلاب مشروطیت و یکی هم در نهضت ملی شدن نفت. بهائیان هم در زمان شاه بر تمام شئونات ایران مسلط شده بودند و مرکز فرماندهی سیاسی آنها در اسرائیل است که بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی فاتحه آنها خوانده شد لازم نیست شما نگران بهائیان باشی چون آنها حامیان بزرگی مثل امریکا و انگلیس و اسرائیل دارند. اصولا سیاست استعمار در کشورهای جهان سوم تولید فرقه های متفرقه است تا از وحدت و قدرت آنها جلوگیری کند.

9- چند سال است که بنیاد سروس با کمک سیا با جذب مخالفین آگاه و ناآگاه و گاها ً مزدور ( از نوع خلجی، نبوی و نوری زاده ) بدنبال انقلاب مخملی هستند؛ نه برای رضای خدا بلکه در جهت حفظ منافع نا مشروع خود وسلطه بر منابع نفتی. شاید گاها ً حرفها ی چنین افرادی در مورد بعضی ضعفهای ایران درست باشد ولی منافع ملی کشور ما اکنون اقتضأ میکند که در کنار چنین افرادی قرار نگیریم و تبدیل به ابزاری برای استفاده دشمن در جهت ایجاد انقلاب مخملی نشویم. اقدامات آدمهائی مثل مایکل مور و پروفسور چامسکی در کشور قدرتمندی مثل امریکا مثل فریاد در بازار مسگرهاست و اثری بر ساختار باند مافیائی حاکم بر امریکا ندارد و هروقت هم خطر آنها جدی بشود مثل لوترکینگ و... سرش را زیر آب میکنند و بعد برایش یاد بود قهرمان ملی میسازند؛ ولی در کشوری مثل ایران که تازه توانسته از ضعف 200 ساله پس از اقتدار صفوی و افشار وزند، به خود آید، اینگونه روشنفکر نمائی تبدیل شدن به ستون پنجم دشمن است و تکلیف ستون پنجم هم در همه کشورهای جهان مشخص میباشد.

10- در روزگاری که امریکا نگران وجود مردان دلاوری که در جنگ 33 روزه برای اولین با ر جلوی اسرائیل تروریست وجنایتکار ایستاده اند، می باشد و هر روز در فلسطین، عراق و افغانستان زن وبچه مردم را جنایتکارانه تکه تکه میکند و با کمک حکومتهای وابسته خود در اردن، مصر وعربستان تلاش میکند که لبنان، فلسطین، عراق و... تحت نفوذ ایران اسلامی قرار نگیرند. لیکن بعضی ها بفکر گروه رقص، شنگول و منگول و هم مسلکان خود هستند که گویا در دنیا هیچ خبری نیست و هر روز در وب سایتهای خود لشگر صاحب زمان، کربلا کربلا و ریشوها را مسخره میکنند؛ سعی کنید در کنار چنین آدمهای بی درد و بی مسئولیت قرار نگیرید بلکه در کنار جان برکفانی باشید که جلوی این جنایتکاران ایستاده اند. لذا من دیگر از شما نمی خواهم که نماز بخوانی و روز ه بگیری با اینکه ارزویم این بود. چون نماز و روزه انسان را مسئول ببار می آورد. ولی متاسفانه فرهنگ دنیا پرستان چنان بر شما اثر گذاشته اند که دیگر نصیحت من در آن اثر ندارد. فقط میخواهم بدنبال هرچه که باشید در کنار مزدوران انقلاب مخملی قرار نگیرید. گرچه می دانم امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند چون ملت ها به لطف انقلاب اسلامی ایران بیدار شده اند. امریکا هرچه که بقول شما بخواهد دموکراسی صادر کند بدلیل بیداری ملتها فرمان از دستش خارج میشود مثل عراق، فلسطین، لبنان، ترکیه و حتی افغانستان.
اگر واقعا انتخابات درست باشد نمایندگان مسلمان رای می آورند آن وقت امریکا مجبور است مثل الجزائر و عراق و فلسطین حمام خون بپا کند تا نظر خود را اعمال کند و پارادوکس امریکا هم در این است. خوشبختانه چون مردم بیدار شده اند و متاسفانه این حرفهائی که شما در مورد مسخره کردن دین، حجاب، عفاف، حیا، نماز، روزه، تقوی، میزنید 100 سال است که قبل از شما روشنفکر نماها گفته اند و کهنه شده است. در همان امریکای لائیک هم مردم از لااُباگری و هرزه گی و همجنس بازی و... چنان زده شده اند که مذهبی هایشان اشتباها ً به امثال اقای بوش جنایتکار پناه برده اند.
خلاصه کلام: فقط بخاطر خدا و واقعا ً اگر هنوز تحت حمایت سیا قرار نگرفته ای گرچه این حرفهائی که میزنی مسائل درجه 3 جامعه ما هستند، لازم نیست در کنار آنها قرار بگیری؛ تبلیغ کاباره، عمرخیام و اجرای شاهرخ مشگین قلم و امثال آنها را بکنید. می خواهی بروی برو ولی عکس و تفسیلات آنها را در سایت خود قرار نده. میدانم که فطرت پاک دارید. این بیماری که اخیرا بدان دچار شدی شاید نفهمیدی که این گوشمالی خدا بوده که بخود بیائی و براه بیائی.
دنیا خیلی زود میگذرد عمر ما در مقایسه با عمر دنیا مثل یک لحظه است توشه و ذخیره ما اعمال ماست که نیک و بد ان در محضر خدا قضاوت می شود و مزد آن را می گیریم و با این سرمایه که از این دنیا میبریم در آخرت زندگی خواهیم کرد. والسلام.

-----------------------------------------------------------------
سلام. قبل از هر چيز خيلی خوشحالم که شما هر روز به اينجا سر ميزنيد و نظرات و عقايد و مسايلی که هر از چندگاهی مغز مرا مشغول ميکند و در وبسايت شخصی خود مينويسم ميخوانيد و به زعمی از خواننده های پر و پا قرص اينجا هستيد. ما امروز در دنيايی زندگی ميکنيم که به لطف اينترنت دسترسی به هرگونه اطلاعاتی آزاد است (يک بُعد از آزادی بيان). هر انسانی آزادانه ميتواند حق انتخاب داشته باشد و به عقيده من ماداميکه مطالب توهين آميز به عقايد ديگران منتشر نکند ميتواند در اين محيط به بحث و مبادله عقايد و افکار بپردازد. شما بين هر سايتی و سايت من خق انتخاب داريد تا با يک کليک وارد کدام دنيا بشويد...

و اما پاسخ مطلب شما:

۱- من به آقای احمدی نژاد رای ندادم گو اينکه مهم هم نيست که رای دادم يا ندادم مهم اين است که همگان قبول داريم که ايشان رئيس جمهور ايران است.

۲- شروع کلام با نام خدا فقط کار مسلمانان نيست. همه اديان و فرقه هايی که به وجود خدا ايمان دارند از نام خدا و ذکر خدا غافل نيستد. اديان ديگر هم برای خود علامات خاصی دارند. يهوديان ستاره داوود مسلمانان هلال ماه و مسيحيان صليب. همه خدا را ميپرستند. اين فقط مسلمانان نيستند که با ايمانند. دين اسلام هيچ برتری بر اديان ديگر ندارد همه اديان, پيروانشان را به شناخت خدا دعوت ميکنند.

۳- انتظار فرج امام زمان و حضرت عيسی (پسر خداوند به زعم مسيحيان) و موسی و افرادی ديگر هم به نظر من اشکالی ندارد تا آنجايی که عقيده افراد به زندگی شخصی و آزادی شخصی و فردی و اجتماعی همنوعان آسيبی نرساند هرکس ميتواند به هر عقيده ای که مايل است باشد. شما ميتوانيد به انتظار بنشينيد من هم ميتوانم و حق دارم منتظر نباشم. اما حرف من اين است که ميکروفون سازمان ملل يا اجتماع دانشگاه کلمبيا همانطور که نبايد برای توهين به اشخاص و افراد استفاده شود (به مطالب توهين آميز رئيس دانشگاه نسبت به رئيس جمهور اشاره کردم), نبايد با منبر هم اشتباه گرفته شود. افرادی که از ديدگاههای مختلف آمده اند و نشسته اند تا بدانند که آیا پروپاگندای رسانه های غرب در مورد پيام صلح و دوستی ايران و ايرانيان از زبان رئيس جمهورشان تفاوت دارد, انتظار ندارند که موعضه بشنوند. برای اين جور صحبتها مکانهای خاصی وجود دارد که هرکس خواست ميتواند برود و بشنود (مسجد, کليسا, کنيسه يا معبد) حتی کانالهای تلويزيونی وجود دارد که بيست و چهار ساعته در حال سخنرانی در اين جور مباحث هستند. همانطور که گفتم هر سخن جايی و هر نکته مکانی دارد. در مورد اينکه همگی اديان منتظر پيامبرانشان هستند تا بازگردند و جهان را از سياهی بزدايند جايش در يک کنفرانس خبری که از رييس جمهورش سوالات سياسی ميشود درست عين اين ميماند که در يک جلسه علمی از يک شخصيت علمی سوالی در مورد نظرش در مورد يک مساله پيچيده علمی شود و ايشان نيم ساعت اول در مورد يک موضوع بی ربط صحبت کند. من نگفتم صحبت علوم دينی و عقايد مذهبی ايراد دارد! نه هيچ ايرادی هم ندارد. اما جايی که وقت طلاست و شما قرار است در مقابل سوالات تيز و هوشمندانه عده ای جواب روشن و صريح و هوشمندانه تر بدهيد, از عقل به دور است که که وقت را تلف کنيد.

۳- من هم به همين مورد اشاره کردم.

۴- همجنس بازان آفريدگار خداوند هستند. همانطور که اختلالات ژنتيکی باعث بوجود آمدن يک بدن ناقص با اعضای ناقص يا گاهی زايد ميشود (که ما ميتوانيم در ظاهر با چشم مشاهده کنيم و گاهی هم حس ترحم انسان را بر می انگيزند), مغز افراد همجنس باز هم فعل و انفعالات شيميايی دارد که که از بدو تولد از طبيعت آفريدگار سرپيچی میکنند. هنوز دانشمندان علم پزشکی و بيولوژی در حال تحقيق برای پيدا کردن ريشه های اين مساله هستند. من هم تا وقتی يک بعدی به اطرافم نگاه ميکردم از آنها متنفر بودم ولی بعد از اينکه تحقيق کردم ديدگاهم به موضوع عوض شد. همان خالق که مخلوقش را با اين نقص آفريده برای بود و نبودش و رزق و روزی اش هم فکری کرده (همان علائم به زعم شما بازاريابی). مجازات اعدام و زجر و شکنجه برای مخلوقی که نقصش دست خودش نيست در هر جامعه ای به نظر من محکوم است. البته اگر در جايی زندگی کنيم که چشممان را به روی واقعيات اثبات شده علمی ببنديم و افراد را بر اساس خزعبلات فرهنگی و عقيدتی مجازات کنيم بديهی است که اينگونه افراد نقص خود را پنهان کرده و بعد رئيس جمهورمان ميگويد ما در ايران از اين جور آدمها نداريم!! اگر روزی روزگاری سرعت اينترنت در ايران به همه اجازه داد, به راحتی ميتوانيد برويد و ببينيد که هستند و زياد هم هستند همانطور که اگر سری به آمار زايشگاهها بزنيد ميبينيد که در يک سال چه تعداد نوزاد ناقص الخلقه به دنيا می آيند. آيا درجا فرمان اعدام اين نوزادان را صادر می کنيد؟

۵- عقيده شما در جای خود بسيار قابل احترام است. جواب من به اين موضوع در بالا آمده است.

۶- فرهنگ ايرانی تخم دو زرده نکرده که فقط در اين فرهنگ ايرانی, ارزشهايی مثل وفا، حیا، غیرت، همت، عفت، صداقت و.... وجود داشته باشد. در بسياری از فرهنگهای ملل ديگر هم همين مفاهيم يافت ميشود. من در هيچ کجای سايت خودم با وجود شخصی بودنش از عمل حرام تصويری قرار نداده ام گو اينکه اگر شما نمی پسنديد دليل نمی شود که عيب باشد. شما ميتوانيد به سايتهايی که مورد علاقه شماست متناوبن سر بزنيد اما دليل نمی شود که از صاحب سايت بخواهيد چه بنويسد و چه ننويسد. پيشنهاد ميکنم شما وبسايت خودتان را ايجاد و مطالب خود را برای مطالعه ديگران در آن قرار دهيد.

7- درد امروز ايران ما نگاه تک بُعدی به خود و خلق خدا و مردم ديگر ملل است. اتفاقا موافقم که وضعيت ايران از سی سال پيش بسيار بهتر شده. هم از لحاظ پيشرفت علمی و هم از لحاظ پيشرفت صنعتی و معتقدم اگر جنگ تحميلی نبود بسيار جلوتر از اين هم ميتوانستيم باشيم اگر خشک مذهبیيون و يک بُعد گريان افراطی سرعت پيشرفت را به سرعت لاک پشتی تنزل ندهند و فرصت ها را نسوزانند.

۸- بهاييان و ديگران ساخته دست هرکس هستند مهم نيست. مهم اين است که آيا ايرانيند و آيا برای اعتلای هدف سازندگی ايران با ديگران هم قسم اند يا نه؟ دوستانی دارم که برای بازگشت به ايران و زندگی و کار و تلاش در ايران جان ميدهند. فقط جرمشان اين است که خدا را از مسير ديگری می پرستند. چرا بايد به زور از کشور رانده و فراری شوند؟؟ طبيعی است که اگر با هر دگر انديشی سر ناسازگاری و دشمنی خونی بگذاری برای بر اندازی ات سر و دست بشکند. تازه به اين فکر مهرورزی افتاده اند بعد از اينکه با رفتار خشن و توهين آميز کلی ايرانی از ايران رانده شدند. چرا؟ چون طور ديگر فکر می کردند. مثل شما فکر نمی کردند. اين به مثابه اين عبارت است که بگوييم "هرکس مثل من فکر نکند محکوم است".

۹- همانطور که گفتم من در وبسايت شخصی خودم از هر آنچه که در اطرافم ميگذرد و هر آنچه که برايم جالب است می نويسم. گروهی از داخل آمريکا به واسطه افکارم در مورد موجوديت صهيونيسم و مخصوصا در خلال جنگ ۳۳ روزه لبنان مرا مورد شديدترين حملات قرار دادند. گروهی ديگر هم از برخی سخنانم در مورد مسايل داخلی ايران شاکيند. من برای گروه اول يک ستون پنجمم و برای گروه دوم هم يک ستون پنجم ديگر!! مهم نيست که ديگران چه فکر ميکنند مهم اين است که من انسانم و آزادم که عقايدم را بيان کنم. در اين لابلا از اوضاع و احوالم و برخی تفريحات به زعم خودم "سالم" در اينجا هم مينويسم. همانطور که شما نمی توانيد به شيرينی فروشی رفته و به فروشنده دستور بدهيد از فردا فقط يک نوع شيرينی خاص بفروشد اينجا هم نمی توان به ديگران دستور داد که آنچه که شما دوست داريد نوشته شود. شما هم وبسايت خود را تاسيس کنيد و در مورد مسايل مورد نظر خود در آن بنويسيد.

۱۰- جواب در بالا آمده. فقط يک نکته اينکه امثال شاهرخ مشکين قلم از همان فرهنگ ايرانی پشتيبانی و تقدير و تجليل می کنند که شما فقط بُعد حيا و غیرت، همت، عفت، صداقت آن را می بينيد. انگار تا من اينجا بيست و چهار ساعته از مفاتيح الجنان ننويسم شما راضی نمی شويد

ممنون از توجه شما


Posted by: A. at September 25, 2007 02:02 PM

مطالب و نکات بسیار جالبی بود!! ای کاش می خواندن و لا اقل کمی در موردش فکر می کردند.
ظاهراً به هیچ عنوان آگاه نیستند که با کمی درایت چه راحت می توانند جو فعلی حاکم بر مطبوعات رو - اگر نگوییم به نفع خود تمام کنند - دست کم از موقعیت هایی که هست بهتر به نفع استفاده کنند ...
البته گاهی این سؤال برای آدم پیش می آید که نمی دانند یا نمی خواهند؟؟؟
در هر حال دستت درد نکنه ... باشد که بشنوند!

Posted by: Sahra at September 25, 2007 03:28 PM

برخورد رييس دانشگاه مودبانه نبود
ولي من دلم خنك شد چون ناراحتم از اينكه رييس جمهوري داريم كه:
-فايده تغيير ساعت تابستانه را نميفهمد
-با اين همه بيكاري ميگه جمعيت بايد 120 مليون بشه
-از قطار مونوريل كه بعلت هزينه زياد و ظرفيت كم توي همه جهان فقط براي مقاصد توريستي استفاده ميشه ميخواد براي حمل و نقل درون شهري استفاده كنه

Posted by: shahram at September 25, 2007 09:25 PM

خيلي خوب فريب خوردين شماهايي که فک ميکنين که ميتونين فک کنين.
واقعاً خوب فريب خوردين از دست اين تروريست قديمي و پرسيدنت جديد.

جدي فک کردي که تو ايران همين چيزي هست که اين داره ميگه? فک کردي تو مساله فلستين اينا به فكر فلستيني ها هستن چقدر زندگي تو امريکا ميتونه تفکر آدما رو کند و غير منطقي کنه. فک نميکني توييي که الان ايران نيستي نبايد واسه مردمش نسخه پدر مابانه بپيچي?
بهتره چند وقت ايران مثل مردم عاددي زندگي کني بعدش بياي به دکتر انقدي نجاد رکامنديشن بدي
اين اقاي دکترتون تو قتل هاي زنجيري دست داشته قاتله, آدم کشته, اونوقت همين آدم تونسته تو رو فريب بده
تو قتل دكتر قاسملو تير زده , اونوقت تو داري نصيحتش ميکني يا ما رو گرفتي يا واقعاً يه ....

Posted by: dara at September 25, 2007 11:02 PM

مطالب رو خوندم...برداشتم از نوشته هاي شما چيزي جز علاقه به وطن وايراني و مسايل مربوط به آن نيست...خوشحالم كسي كه در آمريكا زندگي مي كند دغدغه هايش هنوز رنگ و بوي وطني دارد...من هم صحبت هاي آقاي احمي نژاد رو گوش كردم و در ضمن صحبت هاي ايشون در چند روز قبل از سفرشون به آمريكا با شبكه CBS رو هم كامل ديدم. در دانشگاه كلمبيا اگر جاي ايشان بودم با همان به ظاهر خوشامدگويي احمقانه رييس دانشگاه كه حتي يك فرد عادي آمريكايي هم شعور اجراي بهتر آن را داشت به نشانه اعتراض همه را در شوك گذشاته و آنجا را ترك مي كردم. البته اين شايد به اين خاطر باشد كه رييس جمهور نيستم و مجبور نيستم بسياري از مصالح سياسي و بين المللي را در نظر بگيرم..من به ايشان راي ندادم اما همانطور كه شما گفتيد اكنون رييس جمهور ايران است و در آنجا نماينده يك ملت. به نظر من با اعتماد به نفس و سعه صدر كامل به سوالات جواب دادند و اگر نقصاني هم در پاسخگويي بود حتما به مشاوران ايشان بر مي گردد. سوالات افراد فوق العاده تكراري و غرض ورزانه و تك بعدي بود و اين نشات گرفته از ديد تنگ كساني است كه بالاتر از خود را نمي توانند ببينند. همه مي دانند كه دستيابي به علوم وفنون پيشرفته با در دست داشتن همه امكانات و منابع جهاني در دست يك عده خاص هنر نيست هنر آنجاست كه با همه تحريم ها و محدوديت ها و مسايل ديت و پاگير به منصه ظهور مي رسد. و اين همان است كه آمريكاييهاي نادان و مغرور از آن رنج مي برند. بحث دين و صحبت از روز موعود و امام موعود هم باور ايراني هاست. شايد كهنه و دست و پاگير باشد و يا خوراك آن محفل نباشد اما خود بيان باورهاست. موضوع اسراييل و فلسطين هم ديگر موضوعي نخ نما و واضح است براي هم ملت ها. شايد اصلا ديگر نبايد در مورد آ، صحبت كرد چون تا آ'ريكا هست از اسراييل به خاطر منافع سرمايه داري اش دفاع خواهد كرد و همه را به خاطر مخالفت سركوب...آمريكا تنها ظاهرش را آب و جارو مي كند و گرنه همه اذعان دارند كه خانه اش چون خانه عنكبوت تهي است. دموكراسي يعني آزادي بيان و انديشه براي همه مردم زمين...اما از نظر آنها يعني آزادي خودشان ...من يك زنم و در ايران زندگي مي كنم بسياري محدوديت ها و قوانين بدردنخور و كهنه در ايران بر شانه من هم سنگيني مي كند اما به خود مي بالم كه در همين جا هم مي توانم فكر وانديشه خود را پر و بال بدهم ...بنويسم...بخوانم...پويا باشم و در انديشه مرداب واره زناني كه واقعا نمي دانند از زندگي شان چه مي خواهند به دنبال چه هستند گنگ جلوه كنم.

Posted by: شهرزاد at September 26, 2007 12:56 AM

Let the man talk. Let the Iranian president speak his mind, all he wants.

You never know what favor he's going to do us next.


http://www.haaretz.com/hasen/spages/906371.html

Posted by: moses at September 26, 2007 03:04 AM

salam safa jan
damet garm.az hame chizayee ke neveshte booye vatanparastu miad vali nokaretam akhe in president ma maghz dare ke to supportesh mikoni.
just a coment. thnx

Posted by: payam at September 26, 2007 03:12 AM

دمت گرم اگه کسی ندونه فکر میکنه داری توی ایران زندگی میکنی چقدر خوبه که مثل بعضیا خودت رو گم نکردی .هر چی دوست داری بنویس اینجا دفترچه خاطرات تو هست و ما مهمون .هر کسی باید با عقل خودش پیش بره اگه هم چیزی رو در نوشته هات قبول نداره میتونه کامنتی محترمانه بزاره .من فکر میکنم اون دوستی که ازت انتقاد کرده توقعش یه کم زیاده همین قد که از نوک پا تا فرق سر توی فرهنگ امریکا حل نشدی خودش علامت اینه که فرهنگ ما اونقدر ضعیف نیست که به محض برخورد با بقیه فرهنگها از هم بپاشه.اونایی هم که خودشونو گم کردن فکر کنم از اولش هم چیزی نداشتن .

Posted by: مونپارناس at September 26, 2007 01:27 PM

از بحثی که راجع به این مسئله کردی خیلی لذت بردم.خیلی دقیق بود.عیب بیشتر مردم ما اینه که تو این جور بحث ها فقط چشمشون فاعل رو میبینه و مبنای قضاوتهاشون اینه نه مفعول یا حرفایی که اون بنده خدا میزنه.من زیاد رئیس جمهور فعلی رو قبول ندارم ولی معتقدم تو وضعیت امروز دنیا که از هر طرف و به هر بهانه ای دارن بهمون حمله میکنن داشتن یکی دو تا کله خراب که دو تا حرف گنده بزنن و دو سه تا ادعای قلمبه بکنن واسه خالی نبودن عریضه چندان هم بد نیست.البته تا یه حدی!

Posted by: namaki at September 26, 2007 02:43 PM

خوب ما می خوایم اسرائیل رو از صفحه ی روزگار محو کنیم. با کسی که رو در واسی نداریم که پنهان کاری کنیم.

Posted by: آتش at September 26, 2007 04:02 PM

سلام
یک ذره عقل تو کله ی بعضی ها نیست.صفا شما هم فکر نکن همه چی می دونی چون خیلی تلاش می کنی عادلانه و به دور از شرایط و اوضاع بنویسی ولی این راه که می روی به ترکستان است.
یکم به خودت بیا حق داری نتونی درست قضاوت کنی
تو فکر می کنی با این عقل میشه در همه ی ابعاد تاخت.
ولی خب من به تلاشت برای منطقی حرف زدن احترام می گذارم. امیدوارم که بفهمی
انسان بعضی از احساسات را تا در شرایط خاصی قرار نگیرد نمی فهمد.

Posted by: حامد at September 26, 2007 08:28 PM

سلام.به طور اتفاقی پیدات کردم واز نوشته هایت وانصاف وصراحت احساساتت خوشم می اید.مطلبت در مورد اقای احمدی نژاد هم خواندنی بود.برایت ارزوی موفقیت دارم.

Posted by: مهراوه at September 27, 2007 12:51 AM

Delet baraye mazloomiyat e Iran sookht?????

Link ro ye nigah bokon

Posted by: Hamed at September 27, 2007 09:19 AM

http://mohajerani.maktuob.net/archives/2007/09/27/933.php

Posted by: zzz at September 27, 2007 10:23 AM

لينک ويدئوی کنفرانس ايرانيان در اينترنت در سانفرانسیسکو
http://www.iranican.com

Posted by: Mahvash at September 27, 2007 11:09 AM

آقا صفابدون شك دقيقا شما هم عقيده وتائيد كننده رئيس نامحترم دانشگاه كلمبيا هستيد واگرهم به ايران علاقه اي داريد بدون شك ايراني وابسته ومستعمره وخالي از معنويت وپاكي شرافت است .
اگر به عقيده شما همجنس بازان ناقص الخلقه هستند (كه مطمئنن توجيه وسرپوش است)پس خداوند غربيان را عموما ناقص خلق نموده است.
بدانيد ما ايران عزيزرا همانطور كه با خون خود پاسداري و حراست مينماييم خواهيم ساخت وبر فرق عالم خواهيم نشاند و به رييس جمهور محبوبمان عشق ميورزيم.
با احترام قاسم از آمل.

Posted by: ghasem at September 27, 2007 12:40 PM

دورود بر ایران و ایرانی ....

Posted by: mohammad at September 27, 2007 02:41 PM

صفاي عزيز سلام .من و تو همديگرو از نزديك نميشناسيم ترجيح مي دم بدون اينكه خودمو معرفي كنم با يه هموطن كه حرفهاشو خوندم حرف بزنم .گفتي دل من براي تمام مظلوميت مردم ايران سوخت من هم با تو همدردم ولي نه به اون دليل كه تو به مظلوميت مردم ايران پي بردي ،نه به اين دليل كه به رييس جمهور مملكتم توهين شد،نه به اين دليل كه ايشون براي اولين بار در جايي صحبت كرد و همه مجبور به كف زدن نبودن! نه به اين دليل كه براي اولين بار صفتهاي به حق ايشون رو يادآوري كردند و او تنها يكه خورد! نه به اين دليل كه او از همجنسگرايي حرف زد و حضار او را به تمسخر گرفتند و او براي اولين بار به سخره گرفته شدن رو با تمام وجود درك كرد! بلكه به اين دليل كه او باز هم بيش از پيش به ريش مردم كشورم خنديد! او آمد و خواست از آزادي بيان كشوري كه مدام آن را دشمن ناميدند و بارها پرچم ملتش را ْتش زدند به نفع خود سود برد ولي نمي دانست كه همان آزادي بيان مسؤليت شنيدن حرف مخالف رو هم به همراه داره! او آمد تا كالايي به نام آزادي بيان را در خارج از وطن جستجو كند ،كالايي كه در كشورم براي ملتم سالهاست كه ناياب شده ...آن را پيدا كرد اما نمي دانست كه دانشگاه كشور دشمن! مانند دانشگاههاي ايران نيست كه او بگويد و صداي اعتراضي نشنود! زيرا كه سالهاست هر صداي اعتراضي در كشورم با زنجير ساكت ميشود. او ندانست كه كلمبيا مانند اميركبير نيست كه اگر چند دانشجو به ورود او اعتراض كنند امروز بايد نام آنها را در ليست زندانيان سياسي به جرم اقدام عليه امنيت ملي پيدا كرد! كجاست احمد توكلي! كجاست احمد قصابان! كجايند صدها فرزند اين وطن!.... صفاي عزيز من هم با تو موافقم كه رسم نيست احترام مهمان شكسته شود اما اشتباه اول آن بود كه چنين مهمان نالايقي به مهد فرهيختگان يعني دانشگاه دعوت شد، ميهماني كه حتي آنجا هم حرف تازه اي براي گفتن نداشت و بارها و بارها اين حرفهاي نخ نماي شعاري را كه حتي قادر نيست دردي از دل مردم كشور من بردارد را از تريبونهاي ديگر ايراد كرده بود. او از تمدن ملت ايران مي گويد ولي حتي شرم دارد از اولين منشور حقوق بشر كه به نام كوروش در سازمان ملل ثبت شده حرفي به ميان آورد كه به حق در چنين محفلي جاي ياد كردن داشت . تمدن ملت من فقط بازيچه قشنگي براي او و امثال اوست كه هر جا كه لازم است سپر بلاي خود كنند و شايد هم كمي دل افكار ناسيوناليستي ايرانيان رو آروم كنند و گرنه كجاست سخن سر منشا اين نظام كه گفت ملي گرايي كفر است! و كجاست سخن روحانيون اين نظام كه به خراب كردن تخت جمشيد فتوا دادند به بهانه اين كه مظهر طاغوت است! آيا فراموش كرديم كه بارها سعي شد نوروز را از ما بگيرند و اعياد مذهبي را به عنوان آغاز سال به خورد ملت بدهند؟آيا فراموش كرديم سخن سر منشا اين نظام كه گفت ما امسال عيد نداريم و شاد باد مهندس بازرگان كه جلوي او ايستاد ! پس چه بازيچه رنگيني است اين تمدن ملت ايران! او حرف از حرمت زنان ايران مي زند، او حرف از بوسيدن دست مادران مي زند ، آري زن در فرهنگ كشور من جايي بس بلند دارد، آن روز كه دختران ديار نزديك زنده به گور مي شدند ،ميهن من شاهزاده دختر داشت، اين رسمي است كه به فرهنگ ايران گره خورده است نه به آداب شما! كه اگر چنين نيست پس كجايند زنانيكه فقط براي گرفتن حقشان جلوي دادگاه انقلاب تجمع كردند؟! كجايند زنانيكه براي گرفتن اين حق گمشده فقط امضايي به كمپينگ يك ميليون امضا انداختند؟! كجايند زنانيكه به جرم چند تار مو زير شلاق تو فرياد ميزنند؟! كجايند دختراني كه به جرم سياسي به اعدام محكوم شدند و چون به حكم اسلام اعدام دختران ممكن نيست و به حكم همان اسلام دختران باكره به بهشت مي روند قبل از اعدام به آنها تجاوز شد؟! امروز اگر تو دم از تعداد زياد دانشجويان دختر كشور من مي زني اين دستمايه اي نيست كه تو به آن بنازي بلكه اين دسترنج فرهنگ ملت من است. او حرف از فضاي باز دانشگاههاي ايران مي زند و مي گويد روزانه صدها جلسه اين چنيني در آنها برگزار مي شود! آيا او از ايران سخن مي گويد؟ از ايراني كه من روزي دانشجوي يكي از همين دانشگاهها بودم و فقط به جرم اينكه در يك نشريه دانشجويي رفتار پرسنل دانشگاه كه وابسته به اين نظام بودند رو به چالش كشيديم(البته فقط رفتار فردي و نه وابستگي به نظام!)پاسخ من و دوستانم با كميته انضباطي داده شد، نشريه اي كه حتي اجازه چاپ پيدا نكرد و به خرج دانشجوها پنهاني چاپ شد! آيا او از اين ايران سخن مي گويد؟ ايراني كه سانسور خبري در مطبوعات و صدا و سيمايش بيداد مي كند،ايراني كه حتي تصور يك دقيقه برنامه تلويزيوني بدون نظارت نظام از ذهن مردمش خارج است، ايراني كه حتي بايد اينترنت را از پشت فيلترينگ دولت بجويد؟!آري در ايران آزادي بيان وجود دارد اما فقط براي او و يارانش و كساني كه حرفهاي آنها را تكرار كنند. صفاي عزيز مي پرسي چرا سنجيده سخن نمي گويند؟ چه انتظار زيادي از كساني كه از روز نخست نسنجيدگي را پيشه كردند،آن روز كه بالا رفتن از ديوار سفارت يك كشور و به همين سادگي تجاوز به حريم يك ملت و گروگانگيري ديپلماتهايش انقلاب دوم ناميده شد ،پايه هاي اين ديوار تا ثريا كج را به خوبي محكم ساختند.اين ترفند حكومتيست كه مي خواهد با يك ايدئولوژي حكومت كند پس براي تعريف آن ايدئولوژي محتاج تعريف خط قرمزهايي است كه دوستان و دشمنان را معرفي كند و چه كسي است كه نداند در اين روند اين منافع ملي نيست كه دوست و دشمن را تعيين مي كند بلكه دشمنان هميشه دشمنند مگر به آن ايدئولوژي درآيند و دوستان هميشه دوست مگر آنكه ديگر آنها را تائيد نكنند و چه زيادند نمونه هاي اين چنين حكومت ديكتاتوري فاشيستي هيتلري، استاليني در تاريخ...آيا غير از اين است كه هولوكاست، فلسطين، اسرائيل و كلمات جنجالي از اين قبيل دستمايه ايست براي حفظ هويت و بقاي اين نظام كه براي آن از هيچ تلاشي نمي كنند وگرنه چرا مهرورزي و عدالت فقط نصيب مردم فلسطين، عراق و لبنان مي شود و مثلا مردم مسلمان كشور زلزله زده اندونزي يا چرا راه دور برويم مردم كشور من سهمي از اين مهرورزي و عدالت ندارند؟! چرا اموال ملت من مدام به جيب حماس، حزب اللاه،سپاه قدس مي رود اما مردم كشور من با فقر دست و پنجه نرم مي كنند.به گفته سازمان آمار ايران 67% مردم ايران بدون مالكيت مسكن هستند، پس چه خوش گفتند كه چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است...چه خوب طبل رفراندم را براي فلسطين مي زنند، دريغ كه اين خواسته به حق مردم ايران است، ملتي كه حتي خواب يك انتخابات آزاد و غير فرمايشي را نمي بيند. ايشان مي گويند مي خواستم به كشته شدگان 11 سپتامبر اداي احترام كنم،نگذاشتند! اداي احترام به كساني كه وقتي فرزندان ايران 6 سال پيش در اين روز در ميدان محسني تهران جمع شدند و به ا حترام آنها شمع روشن كردند ، با آنها برخورد كرديد و سعي كرديد آنها را متفرق كنيد،واقعه اي كه در اين 6 سال حتي يكبار به طور مستقيم عاملينش را محكوم نكرديد، پس چه اداي احترامي؟غير از اينكه اين بار هم سعي بر به رخ كشيدن چهره دروغين انسان دوستي خود به جهانيان داريد؟ اگر بنا به اداي احترام است پس چرا كسي به 4448 كشته خفته در قبرهاي بي نام و نشان پارك خاوران كه به دست وزير كشور شما پورمحمدي به جرم مفسد في الارض بودن از بين رفتند، اداي احترام نمي كند؟! چرا خانواده آنها حتي حق زيارت قبور بي نشان عزيزان خود را ندارند؟!چرا هر سال براي برگزاري سالگردشان با چوب و بماق سركوب مي شوند؟! چه رسم غريبي است اين رياكاري....و اما در آخر انرژي هسته اي كه امروز در كشور من با ملي شدن صنعت نفت و احمدي نژاد با دكتر مصدق در يك سطح قرار مي گيرد و حتي بالاتر از آن(چشم سلطنت طلبان روشن!)، مصدقي كه در اين 28 سال سعي شد كه حذف شود اما امروز منفعت آن است كه دوباره زنده شود! صفاي عزيز چه كسي حق داشتن انرژي صلح آميز هسته اي را براي ايران نفي مي كند؟! براي قضاوت در اين مورد بهتر است در مورد منابع قليل اورانيوم ايران و بازده اقتصادي فرآيند به شدت گران غني سازي تحقيق كنيم .آيا هدف از بدست آوردن هر تكنولوژي چيزي به جز نفع ملي است؟در اين مورد بهتر است ابتدا به مقاله استاد فيزيك دانشگاه تهران در مورد عدم وجود نفع و بازده اقتصادي چنين فرآيندي در مقابل هزينه كردن 18 ميليارد دلار تا امروز(به گفته سايت خبري بازتاب و سران مملكت) براي ايران بدون اورانيوم! رجوع كنيم. آيا امروز انرژي اتمي به شعار آقايان براي ملت ايران واجب تر از نان شب است؟! چه كسي حق داشتن انرژي صلح آميز هسته اي را براي ايران نفي مي كند؟! كه اگر چنين بود سال گذشته بسته 1+5 از طرف شوراي امنيت به ايران پيشنهاد نمي شد،پس اگر ريگي به كفش نيست بايد شك جهان را برطرف كرد نه آنكه با شعارهايي مثل حذف اسرائيل به آن دامن زد. آيا براي ايراني كه سومين كشور نفتي و دومين كشور گازي جهان است، انرژي اتمي آنقدر واجب و ضروري است كه آقايان براي بدست آوردنش حتي حاضر نيستند لحظه اي تاخير كنند و با تشبيه قطعنامه هاي سازمان ملل به كاغذ پاره روز به روز براي خود دشمن مي تراشند! منافع ملي ما در دشمن تراشي بي مورد است يا در بهبود روابط اقتصادي؟! چه تفاوت فاحشي است بين اقتصاد كره جنوبي و كره شمالي هسته اي! به ياد بياوريم هيروشيما، ژاپن و روابط اقتصاديش را كه چه عاقلانه اين واقعه را به دست تاريخ نگاران و قضاوت آيندگان سپردند و براي خود دشمن دائمي نساختند! سخن در اين موارد بسيار است و مجال كم ، اما ملت ايران همواره جايگاه خود را ثابت خواهد كرد و به دنيا مي فهماند كه هر كس به نمايندگي از آنها سخن گفت نماينده حقيقي آنها نيست! چه بسا كه امروز بسيار شنيده مي شود كه ملت و دولت ايران از هم جداست، پس من و توي ايراني دست به دست هم دهيم به مهر تا چهره واقعي ايرانيان را به جهان بشناسانيم نه آنكه براي امثال احمدي نژاد دل بسوزانيم. ترحم بر پلنگ تيز دندان ستمكاري بود بر گوسفندان

Posted by: hamvatan at September 27, 2007 07:24 PM

thanks a lot

Posted by: Hamed Esmaili at September 27, 2007 10:39 PM

صفاي عزيز سلام
همين كه لوگوي چلغوز را تبليغ كرده اي نشون ميده كه هفت هشت ركعت عقبي. پسر جان مي خوايي وارد سياست بشي لااقل يه خورده مطالعه ات رو بيشتر كن.

Posted by: ali at September 28, 2007 02:41 AM

خوشم مي آد سر سفره پدر و مادرت بزرگ شدي و لقمه حالا خوردي
شير مادر حلالت

Posted by: samad at September 28, 2007 03:03 AM

damet garm Mohammad.harfe dele maro zadi

Posted by: Sarab at September 28, 2007 04:16 AM